تفسیر درس ۹۰

۲۴ شهریور ۱۴۰۵
دوره‌ای در معجزات
پیش‌نویس
تفسیر دکتر کنت واپنیک از درس ۹۰ در کتاب «سفری در ژرفای کتاب کار دوره‌ای در معجزات»
برای این مرور از این اندیشه‌ها استفاده خواهیم کرد:این درس نیز با دو درس موازی سر و کار دارد: یکی مسئله، یکی راه حل.
(۷۹) باشد تا مشکل را تشخیص دهم تا بتواند حل شود.
(د_۹۰_۱∶۱)
مسئله به‌عنوان گلایه تعریف شده و حل به‌عنوان معجزه‌ای که مسئله را از بین می‌برد.که می‌شود ساده‌تر از این باشد؟ عیسی می‌پرسد.
باشد تا امروز تشخیص دهم که مشکل همیشه شکلی از گلایه است که من می‌خواهم بپرورم.باشد تا این را نیز درک کنم که راه حل همیشه معجزه‌ای است که اجازه می‌دهم جایگزین گلایه‌ گردد.
(د_۹۰_۱∶۲-۳)
اینجا بازتاب باطل شدن قانون اول نفس مبنی بر آشوب را می‌بینیم:
این اصل از این باور سرچشمه می‌گیرد که سلسله مراتبی از اوهام وجود دارد؛ برخی از آن‌ها ارزشمندتر و در نتیجه حقیقی هستند.
(م_۲۳_۲_۲∶۳)
با اصل اول معجزات روح‌القدس:
هیچ ترتیبی از نظر دشواری در معجزات وجود ندارد.
(م_۱_۱_۱∶۱)
با وجود ظاهر، مسائل ما ریشه در گلایه دارند، مثلاً: «اگر تو جوری دیگر بودی، خوشحال بودم.» راه حل، معجزهٔ بخشایش است، چون مسئله فرافکنی گناه بود که اکنون با شادی آن را بازمی‌گیرم تا بتوانم آن را رها کنم.
من امروز می‌خواهم با تقویت این درس که یک مشکل و یک راه حل وجود دارد، ساده بودن رستگاری را به یاد بیاورم.مشکل یک گلایه است؛ راه حل یک معجزه است.و من راه حل را دعوت می‌کنم که از طریق بخشایش گلایه‌ها و استقبال من از آن معجزات که جایگزین آن‌ها می‌شوند، به سویم بیاید.
(د_۹۰_۱∶۴-۶)
این دو درس، اوج مرحلهٔ مرور را تشکیل می‌دهند، زیرا به‌صراحت بیان می‌کنند که هر مسئله‌ای که در طول روز تجربه می‌کنیم، نوعی حمله است یا گلایه — چه آن را درک کرده باشیم چه نه — و تنها راهی که می‌توانیم خوشحال باشیم و عملکرد خود را به یاد بسپاریم، این است که حمله را رها کنیم.گلایه را با درخواست از عیسی می‌رهانیم تا به ما کمک کند بفهمیم که اشتباه می‌کنیم، چون وضعیت را اشتباه درک می‌کنیم.پس، بار دیگر، با آوردن عنوان فصل پایانی متن، سادگی رستگاری را می‌بینیم و می‌پذیریم: یک مسئله، یک راه حل؛ یک گلایه، یک معجزه.پس می‌گوییم، مثلاً، در اولین کاربرد اندیشهٔ امروز:
این مشکلی را به من نشان می‌دهد که می‌خواهم حل کرده باشم.
(د_۹۰_۲∶۲)
مسئله‌ای که ما درک می‌کنیم و درمانی که به دنبالش هستیم، به‌همان اندازه وهمی هستند.«راه حل» ممکن است بیان خاص خود را حل کند، اما نه مسئلهٔ نهایی یعنی گلایه‌ای که بر خودمان و خداوند داریم.اگر واقعاً بخواهیم صلح داشته باشیم، باید از عیسی بخواهیم ما را یاری کند تا وضعیت را به شکل دیگری درک کنیم.از او می‌خواهیم به ما نشان دهد که آنچه در این شخص یا شرایط می‌بینیم، بازتاب تصمیم ذهن است که عشق را مستثنی می‌کند.هرچند شکل‌ها در کاربردهای مشخص ما متفاوت هستند، محتوا یکسان باقی می‌ماند.انتخاب جدایی از عشق خداوند، مسئله است؛ انتخاب پیوستن به آنچه هرگز واقعاً ترک نکردیم، راه حل است.پس امروز معجزه را انتخاب می‌کنیم:
معجزهٔ ورای این گلایه، آن را برای من حل خواهد کرد.
پاسخ این مشکل، آن معجزه است که این مشکل پنهانش می‌کند.
(د_۹۰_۲∶۳-۴)
ناتوانی در انجام این انتخاب — نگاه کردن فرای مسئله به سمت راه حل — بازتابی از امتناع ما از این کار است، که از مقاومت در برابر «از دست دادن» مسئله و در نتیجه «از دست دادن» هویت خودمان زاده شده است.تنها با درک اینکه به یک وهم چسبیده‌ایم، وهمی که منبع ناراحتی ما است، مشتاق خواهیم بود برای انتخاب معجزه.
(۸۰) باشد تا تشخیص دهم که مشکلات من حل شده‌اند.
به نظر می‌رسد که مشکلات من فقط به دلیل استفاده‌ی نامناسب از زمان وجود دارند.من باور دارم که ابتدا مشکل پیش می‌آید، و سپس باید زمان بگذرد تا بتوان آن را حل کرد.
(د_۹۰_۳∶۱-۳)
این از طرف نظر نفس قطعاً درست است.عیسی — و این نکتهٔ مهمی است — نمی‌گوید نباید تلاش کنیم مسائل جهان را حل کنیم.اما اگر مسئلهٔ واقعی گلایه است که گناهِ ما را پنهان می‌کند، آنگاه حل یعنی باطل شدن گناه، آنی است.
یک مشکل باقی مانده که تو داری این است که بین زمانی که می‌بخشی، و زمانی که از مزایای اعتماد به برادرت بهره‌مند خواهی شد فاصله می‌بینی.
(م_۲۶_۸_۱∶۱)
رستگاری فوری است.
(م_۲۶_۸_۳∶۱)
عیسی دربارهٔ حل یک مسئلهٔ دنیوی یا انجام یک کار صحبت نمی‌کند که اغلب وقت می‌برد.بالاخره، هلن هفت سال طول کشید تا کتاب «دوره‌ای در معجزات» را تایپ کند.منظورش اصلاح مسئلهٔ ذهن است: بخشایش گناه ما را برمی‌دارد؛ معجزات گلایه‌های ما را باطل می‌کنند.
دوباره، عیسی از ما نمی‌خواهد جهان را نادیده بگیریم.بلکه به ما آموزش می‌دهد که مسئلهٔ ما بیرونی نیست، بلکه تصمیم ذهن است که او را مستثنی می‌کند.ما با گناه بر سر این «گناه» خیانت غرق شده‌ایم و این منبع درد ما است که می‌تواند آنی رفع شود.تنها کاری که باید بکنیم، او به ما می‌گوید: «مرا برگردان، و صادقانه دربارهٔ آنچه کرده‌ای سخن بگو.بگذار به تو بگویم که گناهی نکرده‌ای، بلکه تنها ترس خود را بیان کرده‌ای.عشق من یادآوری نرمی باشد که با من بهتر از تنهایی هستی.» پس این همان معنایی است که شفا فوری است و تنها یک لحظه طول می‌کشد:
به‌ثمر نشستن تمامی تصحیح، هیچ زمانی نمی‌طلبد.با این حال، پذیرش این به ثمر نشستن می‌تواند چنین به نظر رسد که تا ابد به طول می‌انجامد.
(م_۲۶_۸_۶∶۱-۲)
چنان‌که عیسی در درس ۱۸۸ به ما می‌گوید:
چرا برای بهشت انتظار بکشیم؟
(د_۱۸۸_۱∶۱)
در ادامه:
من ظهور مشکل و پاسخ را همزمان نمی‌بینم.زیرا هنوز تشخیص نمی‌دهم که خداوند پاسخ را در کنار مشکل قرار داده است، آنچنان که زمان نمی‌تواند آن‌ها را از هم جدا کند.
(د_۹۰_۳∶۴-۵)
به یاد داشته باشید که آنچه ما زمان می‌پنداریم، هیچ چیز جز فرافکنی در مزرعهٔ سه‌گانهٔ نقدشدهٔ نفس از گناه، گناه‌واری و ترس است که منجر به درک زمان خطی می‌شود: گذشته، حال و آینده.هم مسئلهٔ جدایی و هم پاسخ آمرزش در ذهن قرار دارند، فراتر از زمان و مکان.پس برای اصلاح انتخاب نادرست ما زمانی لازم نیست.تنها وقتی که مسئله و پاسخ به جهان زمانی و مکانی فرافکنی می‌شوند، این ظاهر می‌شود که رستگاری وقت می‌برد.دوباره می‌بینیم که همه‌چیز بر پایهٔ بازگرداندن فرافکنی‌هایمان و بازگرداندن توانایی انتخاب ذهنتان زمانی استوار است.
روح‌القدس این را به من خواهد آموخت، اگر من بخواهم که به او اجازه دهم.و درک خواهم کرد که ناممکن است بتوانم مشکلی داشته باشم که پیشاپیش حل نشده باشد.
(د_۹۰_۳∶۶-۷)
حل کردن مسئلهٔ جدایی برای «ایگو» حکم خودکشی را دارد؛ و تا وقتی که ما ساختار فکری آن را با هویت خود یکی می‌دانیم — همان‌طور که در مورد خودِ جسمی و روانی‌مان رفتار می‌کنیم — این کار برای خودِ ما هم خودکشی است
مسئله این است که ما نمی‌خواهیم او به ما آموزش دهد، زیرا می‌ترسیم هویت فردی خود را از دست بدهیم.حل کردن مسئلهٔ جدایی برای نفس حکم خودکشی را دارد، و تا زمانی که ما ساختار فکری آن را با هویت خود یکی می‌دانیم — همان‌طور که با خود فیزیکی و روان‌شناختی‌مان رفتار می‌کنیم — این کار برای خودِ ما هم خودکشی است.پس چه کسی با اراده انقراض خود را انتخاب می‌کند؟ به همین دلیل، در دامنهٔ توهم زمانی، وقت می‌برد تا هویت‌مان را از نفس به روح‌القدس تغییر دهیم.ما با تغییر هویت از خودی گناهکار و عصبانی به خودی بخشنده و آرام شروع می‌کنیم.از این رؤیاهای خوشبخت، زادهٔ معجزات، به‌تدریج، با مهربانی و صبر، به خود واقعی خداوند بیدار می‌شویم — به یگانگی زندهٔ خداوند.پس سرانجام انتخاب کردیم که حل مسئله‌ای را که از قبل حل شده بود بپذیریم.
سرانجام، سه کاربرد ما را در مسیر سفر تازه می‌کنند:
من نیازی ندارم انتظار بکشم تا این حل شود.
پاسخ این مشکل پیشاپیش به من داده شده است، اگر بخواهم آن را بپذیرم.
زمان نمی‌تواند این مشکل را از راه حل آن جدا کند.
(د_۹۰_۴∶۲-۴)
شاید مدتی طول بکشد تا مسئلهٔ بیرونی حل شود، اما مسئلهٔ درونی ما — تنها مسئله — فوری حل می‌شود، زیرا صلح فقط منتظر پذیرش ما است.رستگاری از تمام درد و رنج در ذهن ما است، جایی که «خداوند آن را گذاشته است.» بازپس‌گیری توجه‌مان از جهان بدن‌ها و معطوف ساختن آن به جایگاه توأمان مسئله و پاسخ به مسئله — ذهن — تنها چیزی است که عیسی لازم می‌بیند تا به ما آموزش دهد که مسئلهٔ گناه از پیش با صلح جایگزین شده است.
دوره‌ای در معجزات

استفاده از مطالب فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع بلامانع است.